تبلیغات
بزرگترین کلبه عشقولانه دانلود فیلم,موزیک,عکس,کلیپ موبایل و... - بهتر نبود که؟؟


سخن دوست

من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من . . . . من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب . . . . که به صد عشق و هوس می ارزد.


نظر سنجی

به نظر شما چه پست هایی در این وبلاگ گذاشته شود؟








تصاویر تصادفی


جستجو



تعداد صفحات



موزیک


لینک دونی



لینک دوستان

  هندزفری تغیر صدای مرد به زن و زن به مرد برای موبایل (-

هندزفری تغیر صدای مرد به زن و زن به مرد برای موبایل (-

نامه های بی زبون (-

بهترین سایت دانلود فارسی (-

محل دانلود موزیك . كلیپ و Ebook (-

جدیدترین های اینترنت (-

new music (-

love is power (-

شاید اینجاست (-

عکس های جدید و مطالب باور نکردنی (-

عكس و خبر از همه ستاره ها (-

زیباترین مدلهای لباس-آرایش زیبایی (-

عکس بازیگرای باحال (-

من و تو (-

مطالب داغ داغ (-

AMISHMAS&ELASHMAS (-

دانلود آهنگ های جدید و به روز ایرانی و خارجی (-

دنیای نرم افزار های روز دانلود رایگان (-

طرفداران دی جی حامد هاکان (-

مرکزدانلود در ایران (-

هر چی بخوای این جا هست (-

محسن افشانی و ما (-

ناگفته های سحر (-

فروش فیلم های روز دنیا در مینا فیلم (-

«عكس و طنز» (-

نیاز (-

***دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی*** (-

***دانلودهای طلایی*** (-

هواداران آلومینیوم اراک (-

پرسپولیس سرا (-

ناكجاآباد (-

بزرگ ترین وبلاگ دانلود سرگرمی (-

معجزه ی خاموش (-

دوست من سلام (-

شب عشق (-

شازده کوچولو (-

عاشقانه ها با الهام والناز (-

قناری (-

بهترین سایت دانلود نرم افزار های روز دنیا (-

بزرگترین وبلاگ بازیگری (-

مریم و نرگس (-

کامپیوتر و تکنولوژی (-

کانون داستان کوتاه (-

عشق من = الهه ناز (-

عشقولانه (-

شیر مرغ تا جون ادمیزاد (-

گلچینی از بهترینها (-

پایگاه دانلود نرم افزار (-

گلهای خاموش مراغه (-

دانلود جدیدترین فیلمهای دنیا (-

دهکده دانلود (-

برترین مطالب جنسی و آموزشی (-

نگار (-

شهرفرنـــــــــــگ (-

آموزش های باور نكردنی (-

جدیدترین ها (-

عشق بر باد رفته آ...ه نهان بردل (-

rap021 (-

اگه دوست داری بیا تو (-

*لپ لپ* (-

SAMyar 12+1 (-

هر چی میخواهید همین جاست . . . (-

دانلود همه چی،سرگرمی و خنده (-




بهتر نبود که؟؟

مرتبط با : داستانهای جالب ,


ـــ شما هم دیدید همكلاسی‌ها؟ تلویزیون بارها و بارها سخنان كسانی را منتشر كرد كه خودشان به گناهان و خطاهایشان اقرار می‌كردند و می‌گفتند سیاست و انتخابات و رخدادهای جامعه را سال‌های سال به گونة دیگری می‌دیده و می‌فهمیده‌ایم ولی حالا به این حقیقت پی برده‌ایم كه گمراه بوده‌ایم. چقدر خوب است كه انسان اگر جایزالخطاست، سلیم‌النّفس و صادق‌القول و سریع‌القبول باشد و از توبه و بازگشت و پشیمانی ابایی نداشته باشد. نه مثل حافظ كه توبه و انابه‌اش هم رندانه است و درواقع شروع دوبارة خطاكاری و خلاف‌كاری است.

                 كرده‌ام توبه به دست صنمی باده‌فروش

                                                 كه دگر می نخورم بی‌رخ بزم‌آرایی!

«قادر»‌، این حرف‌ها را با ذوق و شوق بسیار خطاب به همدرس‌هایش بر زبان می‌آورد و آنان را به استماع یا مطالعه آنچه از تلویزیون پخش شده بود یا روزنامه‌ها آن را منتشر كرده بودند، دعوت می‌كرد. امّا همكلاسی‌اش «حكیم» رو به وی كرد و گفت: آیا تا به حال هیچ اندیشیده‌اید كه چطور ممكن است آدمیزاده‌ای در فاصله مثلاً بیست روز ناگهان عقاید بیست‌ساله‌اش را كنار بگذارد و صدوهشتاد درجه یا كمتر و بیشتر(!) تغییر عقیده بدهد؟ معمولاً هر عقیده‌ای به همان اندازه كه برای شكل‌گیری و پدیدآمدنش وقت لازم داشته، برای تغییر و به‌ویژه دگرگونی اساسی‌اش نیز علی‌القاعده به همان مقدار وقت نیاز دارد.

 نظریّه و اخلاق و رفتار و عقیده و تحلیل و تفسیر، لباس نیست كه به سرعت بتوان انتخاب كرد و پوشید. تازه،‌ انتخاب همان لباس هم، در آداب و اخلاق و عادات و تربیت‌هایی ریشه دارد كه برای آن سال‌های بسیار صرف شده است. آدم‌ها حتی برای تغییر لباس هم حدود و قیود خاصّی را مراعات می‌كنند. فی‌المثل كسی كه سال‌ها در كسوت عربی زیسته، صرف‌نظر از استثنای تفنّن و تفریح یا مصلحت و ضرورت معقول موّقت، چگونه ممكن است ناگهان برای همیشه لباس اسكاتلندی یا سرخ‌پوستی یا اسكیمویی بپوشد و (مهمتر از آن) نسبت به پوشش پیشین كه نمادی از هوّیت وی بوده است، كاملاً بدگویی و تندگویی هم بكند؟

در همین كشور و همین عصر (ایران و تاریخ معاصر) می‌دانیم كه در برابر تغییر لباس چه مقاومت‌هایی صورت گرفته است. وقتی حكایت تغییر لباس چنین است، حكایت تغییر عقیده و ایدئولوژی و نظریّه و جهانبینی و جامعه‌بینی و دیدگاه و تحلیل و تفسیر چگونه خواهد بود؟ مگر این رخداد را هم مصداق معجزة «اَمسَیتُ عربیّاً و اَصبَحتُ كُردیّا» بدانیم!

سكوت بچه‌های كلاس بحث و فحص، نشان می‌داد كه در بحر اندیشه شناور شده‌اند و آنچه را می‌شنوند با میزان عقل خویش سبك سنگین می‌كنند. «منصور» سر از گریبان تفكر برآورد و پرسید: مگر در كتاب‌های بسیاری از علما و دانشمندان نخوانده‌اید كه به صورت مكرّر در میانة میدان بحث و فحص علمی و فقهی می‌گویند «نَحنُ اَبناءُ الدّلیل»؟ ما فرزندان دلیل و برهانیم. بسیار خوب، این واقعه، امر عجیب و غریبی نیست كه عده زیادی از كژبینان و كژاندیشان وقتی با دلیل و برهان قوی و قاطع روبرو می‌شوند، قوة عاقله‌شان به كار می‌افتد و تحت تأثیر قرار می‌گیرد و آنگاه آنان «ابناءُالدّلیل» می‌شوند و بدین ترتیب فرزندان برهان دوباره متولّد می‌شوند. كژبینی و كژاندیشی در اینجا ناسزا و ناروا نیست، بلكه كلمه‌ای برای بیان یك نوع نگاه كردن و اشتباه دیدن است. تبیین صفت است و اشاره به عینك است. مگر مولانا نفرمود:

                  پیش چشمت داشتی شیشه‌یْ كبود

                                             زین سبب،‌ عالم كبودت می‌نمود؟

...شیشه كبود، عینك دودی ویژه‌یی است. بیننده از پشت چنین ویترینی، به همه چیز رنگ می‌زند. و همه چیز را به حالت كبودی و دودی می‌بیند. امّا اگر كسی در وادی استدلال و اقامه برهان بسیار توانمند باشد و نفس گرم هم داشته باشد، با قدرت علمی و منطقی می‌تواند این شیشه كبود و این عینك دوداندود را از روی چشم و از روی مغز وی بردارد و حقیقت را به وی نشان دهد. حقیقت همان است كه فروغی اشاره می‌كند:

                    با صد هزار جلوه برون آمدی كه من

                                    بـا صـد هـزار دیـده تـماشـا كنم تو را

حرف و حدیث بچه‌های كلاس با شعر درآمیخته بود. «نادر» به آنان گفت: شعر می‌گویید یا دلیل می‌آورید؟ اولاً این بیت فروغی، خودش به چندگانگی و چندگونگی دیدگاه‌ها توجه می‌دهد و می‌گوید: حقیقت صدهزار جلوه دارد نه یك جلوه و یك مصداق و حقیقت‌بینان جهان نیز صدهزار دیده دارند، نه یك دیده و یك دیدگاه. ما هم نباید از همگان چنین توقّعی داشته باشیم. ثانیاً استدلال قوی و اقامه برهان قاطع بسیار عالی است، امّا چرا این استدلال و این اقامه برهان فقط در حالت حبس یعنی پس از قرار گرفتن شنونده و بیننده در محبس است كه ثمر می‌دهد؟ آیا بهتر نیست كه این برهان اثرگذار و این دلیل ثمربخش، از دهان این‌همه دریچه (رادیو و تلویزیون و منبر و مطبوعات و مدرسه و مسجد) برای همة گم‌كرده‌راهان و فریب‌خوردگان تبیین شود، تا به جای ده نفر یا بیست نفر یا پنجاه نفر، این توفیق را پیدا كند كه ده هزار و بیست هزار و پنجاه هزار شنونده و بیننده را در حالت آزاد و غیرمحبوس و دارای امكان كامل انتخاب و گزینش، به راه راست و درست هدایت كند؟

 همچنین آیا بهتر نیست كه از نخستین لحظه بازداشت یك متهم تا واپسین لحظه حضورش در دادگاه؛ یعنی از همه آن لحظه‌های اثرگذار و ثمربخش استدلال و مباحثه و اقامه برهان و گفت‌وگوی متقابل او و دیگران، فیلم كامل و عاری از هر گونه حذف و تغییر گرفته شود و سپس منتشر گردد تا همه بیننده‌ها و شنونده‌های جامعه با گوش خود بشنوند و با چشم خود ببینند كه چگونه یك انسان متعصّب و معتقد به دیدگاه‌های خود، فقط با قدرت منطق و برهان و دلیل تا پنجاه و صد و صدوهشتاد درجه عوض می‌شود و به دیدگاه‌های مخالفان سابق خود ایمان می‌آورد. واقعاً چنین رویّه‌ ای بهتر نبود؟ و راه را بر شبهه و شایعه و شنیده و ناشنیده نمی‌بست؟


[ نویسنده : سامان ] [ نظرات [] ][ لینک ثابت ] [ بالای صفحه ]